ايرج افشار

175

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

ثانيا وضعيت اسمعيل آقا سميتقو اسمعيل آقا پس از فرار از ايران و خاتمهء جنگ كردستان ، تركها شبانه در سرحد به مشاراليه گول زده حمله نمودند . تمام دارائيت او را ضبط و زنش را مقتول و پسرش را دستگير و چندين نفر از آدمهايش [ را ] كشتند . اسمعيل آقا فرار نمود به خاك انگليسها رفت و مدتى در نزد شيخ محمود مانده در آن موقع اوزديمر پاشا هم با يك عده ترك در رواندوز با انگليسها بطور غيررسمى جنگ مىنمود . پاشاى مزبور ملاحظه نمود كه ماندن اسمعيل آقا در خاك انگليس به كلى ضرر تركها خواهد شد به مناسبت وعده دادن به مشاراليه كه تركها به تو محبت خواهند نمود و پسرت را آزاد خواهند كرد اسمعيل آقا را آورد به باش‌قلعه توى تركها . اسمعيل آقا در همان موقع در نزد شيخ محمود به وسيلهء شيخ مزبور مشغول اقدامات و مكاتبات با جناب آقاى عبد الله خان اميرلشكر گرديده كه مايل هستم مراجعت كنم به ايران . در همان روزى كه اسمعيل آقا از نزد شيخ محمود به باش‌قلعه عازم بود جناب آقاى اميرلشكر به فدوى امر فرمودند كه به قطور حركت نموده با مشاراليه ملاقات نمايم . فدوى در قطور با اسمعيل آقا ملاقات و مذاكرات لازمه نموده معلوم گرديد اظهارات مشاراليه دروغ ، فقط مىخواهد وسيله درست كند كه ايران و ترك را هميشه در دست خود نگاه دارد و در ايران هم رياست و اقتدار سابق را داشته باشد و نيز پس از مذاكرات اظهار داشت كه من بايد قبلا به تركيه بروم زيرا پسر من اسير تركها است . بالاخره مذاكرات فدوى و او نتيجه نبخشيده اسمعيل آقا مراجعت و فدوى هم نيز مراجعت نمودم . بعد از اين مسئله تركها و على الخصوص سليمان صبرى بيگ فرماندهء سرحد ترك همه‌جور در حق اسمعيل آقا محبت نموده و پسرش را به خود مسترد داشته و رياست ايل سرحد را به او محول نموده و پول و اسلحه هم مىدادند . بالاخره اسمعيل آقا را يك مجسمه در جلو ايران درست نمودند كه هميشه